عباس قديانى

146

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

اندرز آذرپاد مار سپندان رساله‌اى به زبان پهلوى ، در پند و اندرز آذربد مهرسپندان به فرزندان خود . اندرز اوشتر داناك رساله‌اى اخلاقى به زبان پهلوى كه ظاهرا در حدود 1600 كلمه است . اندرز بذ در عهد ساسانى آموزگار را مىگفتند . اندرز خسرو كواتان رساله‌اى به زبان پهلوى ، در پند و اندرزهاى منسوب به خسرو انوشيروان پسر قباد ، پادشاه ساسانى . اندرزگر در عهد ساسانى مشاور را مىگفتند . اندرزنامه از جمله رساله‌هايى كه به زبان پهلوى باقى مانده رساله‌اى چند است به عنوان اندرزنامه ، هريك مشتمل بر حكم و پند و اندرز و دستورهاى اخلاقى و دينى و متعلق به دورهء ساسانيان مىباشد . انديمان‌كاران از تشكيلات ادارى عصر ساسانى ، به معنى رئيس تشريفات . انزان - انشان : - عيلام انزان سوسونكا اهالى عيلام دولت خود را بدين نام مىناميدند . انزانى قديمترين زبان اهالى عيلام كه در سه هزار سال ق . م . متروك شده است . نيز - عيلامى ، زبان انسان پيش از تاريخ ( ايران ) عهدى كه آن را مىتوان بين 000 ، 10 تا 000 ، 15 سال ق . م . قرار داد . در اين عهد انسان پيش از تاريخ در نجد ايران مىزيست و در سوراخهايى كه در جوانب پر درخت كوهها حفر مىشد و به وسيلهء شاخه‌هاى درختان مستقف مىگرديد ، زندگى مىكرد و يا غالبا يكى از غارها يا پناهگاههاى سنگى متعدد را كه اغلب آنها عبارت از بستر زيرزمينى رودهاى كهن بود اشغال مىنمود . انشان شهرى معتبر كه پيش از هخامنشيان از پايتختهاى عيلام به شمار مىرفت . اين شهر در ابتداى سلطنت كوروش دوم و اسلاف او مدتى پايتخت بود و پس از تصرف هگمتانه و بابل از رونق افتاد و مركزيت خود را از دست داد . كوروش بزرگ هنگامى كه در سال 539 ق . م . قدم به بابل نهاد خود را « شاه آنشان » پسر كمبوجيه ، شاه ( شهر ) انشان ، نوهء كوروش ، شاه بزرگ ، شاه ( شهر ) آنشان ، نبيرهء « چيش‌پيش » شاه بزرگ ، شاه ( شهر ) آنشان خوانده است . آنشان باستان ، تل مليان امروزى در بلوك بيضاى فارس است .